خرید بک لینک

قائمیت « مهدویت » در دیدگاه اسماعیلیه

نظریه مهدویت « قائمیت » در ادیان آسمانی:

تمامی ادیان آسمانی پیروان خود را به آیند ه ای درخشان نوید داده اند. آینده ای که در آن مردی الهی و آسمانی ظهور خواهد کرد و سعادت عمومی و صلح جهانی و خیر و برکت را برای همگان به ارمغان خواهد آورد.

می توان گفت بعد از اعتقاد به توحید و معاد و نبوت، آنچه همه ادیان بر آن اتفاق دارند همین مسئله است. همه ادیان معتقدند که در پایان هر دوره ای از تاریخ، بشر از لحاظ معنوی و اخلاقی رو به انحطاط می رود، و چون طبعا و فطرتاّ در حال حبوط و دوری از مبداء است و مانند احجار به سوی پایین حرکت می کند. نمی تواند به خودی خود، به این سیر نزولی و انحطاط معنوی و اخلاقی خاتمه دهد. پس ناچار روزی یک شخصیت معنوی بلند پایه، که از مبداء وحی و الهام سرچشمه می گیرد، ظهور خواهد کرد و جهان را از تاریکی جهل و غفلت و ظلم و ستم نجات خواهد داد. در این مورد در تعالیم هر دینی به صورت رمز به حقایقی اشاره شده است که با معتقدات آیین های دیگر توافق و هماهنگی کامل دارد و یکی از قاطع ترین دلایل برای ایجاد وحدت حقیقت درونی ادیان به شمار می رود.« معارف اسلامی در جهان اسلام، سید حسین نصر، ص 25 » بدین روی اگر چه با استناد به تجربیات تاریخی و قواعد و اصول علمی نمی توان اثبات کرد که سرانجام، آینده جهان در نهایت در اختیار و قبضه حاکمیت توحید و عدالت است، بینش دینی در تمام ادیان برای تاریخ چنین آینده ای را از پیش دیده است.

در بینش اسلامی نیز چنین نویدی داده شده است. قرآن کریم بشارت داده است که دین حقی که خاتم پیامبران « ص » واسطه ابلاغ آن است، روزی فرراگیر خواهد شد« سوره توبه، آیه 32 و سوره فتح آیه 82 » و سرانجام نور خدا در منتهای ظهور و حد اعلای خود خواهد درخشید، و باطل محو و نابود شدنی است. این سلطه که همان خلافت خدا و اجرای حاکمیت خدواند بر زمین است سرانجام از آن مومنان صالح خدا خواهد بود « سوره انبیاء ، آیه 105 ». بدین ترتیب تلاش پیامبران و جنود الهی در نهایت ثمر خواهد داد.

در این گزارش سعی گردیده است قدمی در چند کوچک و ناقص در جهت معرفی دیدگاه شیعه امامیه اسماعیلیه در موضوع قایمیت « مهدویت » برداشته شود. بدیهی است پیشنهادات و انتقادات سازنده شما عزیزان ما را در بهبود کار و انجام وظیفه ای که بر عهده گرفته ایم یاری خواهد کرد.

قایمیت « مهدویت » از دیدگاه اسماعیلیه:

پیروان طریقت شیعه امامیه اسماعیلیه همچون سایر ادیان و مذاهب گوناگون در جهان، به اصل مهدویت به مثابه یک اصل مسلم دینی اعتقاد داشته و دارند که هیچگونه شک و تردیدی در آن نیست. از نظر پیروان این طریقت مهدی « ع » امامی از خاندان پیامبر اکرم « ص » و از ذریة علی « ع » می باشد که در آخرالزمان متولد خواهد شد و جهان را قبل از قیامت کبری که در آخر الزمان اتفاق خواهد افتاد و پایان جهان و خلقت است پر از عدل و داد خواهد نمود. بدین ترتیب روشن می گردد که شیعیان امامیه اسماعیلیه هیچگاه برای قائم قیامت « مهدی » تشخص، زمان و مکان معینی را در نظر نداشته و هرگز امام محمد بن اسماعیل « ع » امام عبدالله المهدی « ع » امام حسن علی ذکره السلام « ع » و سایر ائمه خود را قائم قیامت نمی دانستند، بلکه معتقدند که در دایرة ولایت، امامان پیش از ظهور مهدی هر یک مظهر تجلی برخی از صفات و اسماء خاص الهی هستند ولی قائم قیامت که نقطه نهایی و پایانی ولایت است، مظهر تجلی کامل و عام آن صفات و اسماء الهی است که با ظهور وی مبداء و معاد به هم می رسند و بدین سان دایرة ولایت نیز همچون دایره نبوت به کمال خویش خواهد رسید. در ادامه برای اثبات صحت این مطلب به ذکر پاسخی از امام معز « ع » در باب مهدی که در کتاب شرح الاخبار قاضی نعمان روایت شده است می پردازیم. در این کتاب آمده است:

« به مناسبتی شخصی بسیار مهم از مولانا معز الدین الله « ع » پرسیده بود: آیا تو به راستی همان مهدی موعود هستی که خداوند بندگانش را تحت لوای او گرد هم خواهد آورد و او را فرمانروای عالم خواهد ساخت و آیا در عهد او این عالم یکی خواهد شد؟ امام معز الدین الله « ع » به وی چنین پاسخ داد: رسالت مهدی بسیار بزرگ است من هم سهم بسزایی در این امر دارم و آنان که پس از من خواهند آمد نیز سهیم هستند... اگر این رسالت تنها نصیب یک نفر می شد پس چگونه ممکن بود که به من هم سهمی از آن برسد. مهدی مفتاح باب رحمت و نعمت و برکت و سعادت الهی است. به وسیله اوست که خداوند تمام این درها را بروی بندگان خویش گشوده است و این رسالت را جانشینانش ادامه خواهند داد تا وعده خدواند تحقق یابد . »

این سخنان تداعی کننده این اعتقاد در نزد شیعیان اسماعیلیه است که ائمه همگی هادی و مهدی هستند، بدین معنا که عقل فعال به نور خود آنها را راهنمایی می کند و آنها مردم را در پرتو این نور راهبری می نمایند.

مهدی و هادی وی است ای راه هم نهان و هم نشسته پیش رو

پیروان طریقت شیعه اسماعیلی، همانند سایر فرق اسلامی مسئله خاتمیت حضرت محمد « ص » را از جمله اصول اعتقادی خود به شمار می آورند. بنابراین از دیدگاه پیروان این طریقت قائم قیامت ناطق نیست، که ناسخ شریعت اسلام و آورنده و بنیانگذار شریعت جدید باشد، بلکه آنان مهدی را آخرین امام از ذریه علی « ع » می دانند که احکام قرآن و سیره پیامبر اکرم « ص » را سر لوحه برنامه های خود قرار خواهد داد.

ناصر خسرو حجت این طریقت در پاسخ به اینکه آیا قائم قیامت « مهدی » مراسم و فرایض دینی را از گردن پیروان خود بر خواهد داشت یا خیر، در کتاب خوان الاخوان می نویسد: « اگر کسی پرسد که این بر گرفتنیها را قائم علیه السلام افضل السلام به یکبار بر گیرد یا نه وقت یگان یگان مر آن را از امت همی افکند؟ او را می گوییم که مرین چیزها را قائم افضل السلام به نفس خویش از خلق بر نگیرد، ولکن امت چون هنگام بیاید به افتادن آن از ایشان شناسا شوند، تا به وقت پیدا شدن او علیه افضل السلام آنچ بر گرفتنی باشد بر گرفته شده باشد، و چون هنگام پدید آمدن شریف شریفات باشد بندهای شریعت گشاده گردد و خلق مهمل شوند و خون ریختن میان خلق فاش گردد و عدل و رحمت از میان خلق بیرون شود و شر و خیانت آشکارا گردد .... آن وقت حق بر اثر آن حال آشکار شود و فرمان اندر عالم یکی شود... »

از مجموعه آنچه گفتیم – و مطالب و شواهد فراوان دیگری که به خاطر رعایت اختصار ناگفته ماند، نتیجه می گیریم :

1- اعتقاد به ظهور قائم قیامت جنبه منطقه ای ندارد، اعتقادی است همه گیر و گسترده در سطح جهانی

2- اعتقاد به آمدن قائم قیامت « مهدی » قبل از قیامت کبری از جمله اعتقادات اساسی شیعه امامیه اسماعیلیه بوده و خواهد بود.

3- شیعیان اسماعیلی هیچگاه برای قائم قیامت تشخص زمان و مکان معینی را در نظر نداشته اند.

4- قائم قیامت ناطق نیست که شریعت اسلام را نقض و باطل و شریعت جدیدی بیاورد، بلکه امامی از ذریه علی « ع » می باشد که در آینده ای نامعلوم به دنیا خواهد آمد و در بر گیرنده کلیه اهداف انسانها و آرمانهای الهی است که در سراسر تاریخ بشر، در مقام عمل با شکست ربرو شده بود.

5- قائم قیامت فرائض و مراسم دینی را به نفس خویش از گردن پیروان ساقط نمی کند بلکه این امت است که به علت جهلت و نادانی قبل از ظهور قائم قیامت شریعت و احکام را از گردن خود برخواهد داشت.

6- ابویعغوب سجستانی در کتاب کشف المحجوب می آورد: « ... چون مهدی بیاید گرگ و میش به یکجا آب بخورند، پس معنی گرگ ضدیت است که اولیاء خدا را ناهمواری و دشواری نماید و معنی گوسفند به معنی آنکس بود که ایمن باشد و از نیکی او امیدوار .... معنی آب خوردن موافقت باشد میان ایشان در علم و حکمت و کشف حقایق ... »

7- شیخ محی الدین عربی در کتاب فتوحات خود نوشته است: دین حق را همانطور که همان دین است « یعنی خرافات و اضافات دین را می زادید» و همه مذهبها را از میان بر می دارد و بر روی زمین باقی نمی گذارد مگر دین حق را.

سعید مجیدی

+ نوشته شده توسط مجیدی در سه شنبه یازدهم مهر ۱۳۹۶ و ساعت 10:13 |

برچسب: اسماعیلیه, نویسنده: رضا حسینی‌پور تاريخ: دوشنبه 24 مهر 1396 ساعت: 8:59

صفحه بندی